تبلیغات
چشم چران!! - no روز 90 در کنار چشم چران
چهارشنبه 3 فروردین 1390

no روز 90 در کنار چشم چران

   نوشته شده توسط: علی ف    

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز
من امروز با 3 عیدی دیگه اومدم امیدوارم حال کنید.امروز هم وبلاگ ما 3 بار آپ میشه و این آپ اولش است.
عیدی اول یک داستان زیبا:
       آهنگر

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا" به خدا عشق می ورزید . 
روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید : 
« تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند 
دوست داشته باشی ! » 
آهنگر سر به زیر آورد و گفت : 
« وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم 
یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم 
و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید . 
اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود 
اگر نه آن را کنار می گذارم . 
همین موضوع باعث شده است که 
همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا ! 
مرا درکوره های رنج قرار ده اما کنار نگذار ! »


بسیار خوب تا عیدی دوم و آپ بعدی خداحافظ