تبلیغات
چشم چران!! - no روز 90 در کنار چشم چران
یکشنبه 7 فروردین 1390

no روز 90 در کنار چشم چران

   نوشته شده توسط: علی ف    

سلام خدمت همه ی عزیزانم

ببخشید که دیروز نتونستم پست بدم چون درگیر کار های سایت جدیدی که قراره تاسیس بشه بودم
به هر حال امروز با کلی مطالب و آپ های زیبا اومدم پس چشم چران رو از دست ندید

یه داستان زیبا از کتاب قابوس نامه
دیروز داشتم کتاب قابوس نامه رو مشاهده میکردم که به این داستان برخوردم گفتم شاید جالب باشه تا این داستان رو براتون بیان کنم

                                                                      دو درویش
دو درویش با هم سفر می کردند.یکی لاغر بود و فقط هر روز یک بار غذا می خورد و دیگری اندامی قوی داشت و با خوردن روزی سه بار غذا هم سیر نمی شد.
آن ها به شهری رسیدند، ماموران شهر که در جستجوی دو جاسوس می گشتند آن دو را به اشتباه به جای جاسوس گرفتند و به زندان انداختند و در را به روی آن ها بستند و به آن ها آب و غذا هم ندادند.
دو هفته گذشت و جاسوس های واقعی به دام افتادند و بی  گناهی آن دو درویش معلوم شد.ماموران بی درنگ به زندان رفتند و در را گشودند. درویش لاغر و ناتوان زنده مانده و آن درویش قوی پرخور مرده بود.
ماموران خیلی تعجب کردند.آن ها نمی فهمیدند چرا درویش لاغر و ناتوان زنده مانده و آن درویش قوی مرده است.
مرد دانایی به آن ها گفت: اگر غیر از این بود باید تعجب می کردید!درویش قوی و پرخور نتوانست دو هفته گرسنگی را تحمل کند و مرد،اما درویش لاغر و کم خور به نخوردن عادت داشت و توانست زنده بماند.